ماشین روسیه فوتبال سعید عزت اللهی میلاد محمدی

ماشین: روسیه فوتبال سعید عزت اللهی میلاد محمدی دربی قفقاز سعید عزت اللهی لیگ برتر روسیه دیدار ترک گروژنی- آنژی ماخاچ قلعه

گت بلاگز اخبار سیاسی و اجتماعی در دوران بازداشتم،بازجویی ها راجع به خودم نبود،در باره دولت اصلاحات بود / ابطحی

خیلی دلم جهت منبررفتن تنگ شده، ولی این روزها اداره مساجد زیاد دست جناح راست هست. به همین علت وقت به ما نمی رسد.

در دوران بازداشتم،بازجویی ها راجع به خودم نبود،در باره دولت اصلاحات بود / ابطحی

ابطحی: در دوران بازداشتم،بازجویی ها راجع به خودم نبود،در باره دولت اصلاحات بود

عبارات مهم : سیاسی

روزنامه شرق با محمدعلی ابطحی در باره مباحث مختلفی مصاحبه کرده است.

در دوران بازداشتم،بازجویی ها راجع به خودم نبود،در باره دولت اصلاحات بود / ابطحی

بخشهایی از مصاحبه را می خوانید:

دیگر به شما منبر نمی دهند؟

خیلی دلم جهت منبررفتن تنگ شده، ولی این روزها اداره مساجد زیاد دست جناح راست هست. به همین علت وقت به ما نمی رسد.

خیلی دلم جهت منبررفتن تنگ شده، ولی این روزها اداره مساجد زیاد دست جناح راست هست. به همین علت وقت به ما نمی رسد.

شما از نخستین اشخاص سیاسی بودید که از طریق شبکه مجازی با مردم ارتباط برقرار کردید. وبلاگتان در اواسط دهه ٧٠ از پربیننده ترین وبلاگ ها بود، این یعنی شما از همان سال ها به دنبال ارتباط با نسل جوان بودید؟

اوایل سال ٧٢ بود که تازه اینترنت به کشور عزیزمان ایران آمده بود، دنیای مجازی خیلی فضای فانتزی اي بود و ورود به آن خیلی هم راحت نبود. یادم می آید جهت ورود به اینترنت ٩ پسورد مورد نیاز بود. از همان ایام من به دنبال سردرآوردن از اینترنت بودم. بعد در نخستین ماه هایی که وبلاگ نویسی به حوزه وبلاگ فارسی آمد، من جزء نخستین افرادی بودم که وبلاگ شخصی داشتم. آن وقت من معاون مدیر جمهور بودم و وبلاگ من به مرجع اخبار و ارتباطات دولت و اطلاعات بدل شده است بود. بعد از آخر دولت اصلاحات تا سال ٨٨ وبلاگ من مهم ترین کانال ارتباطی اصلاح طلبان با مردم بود؛ چون مسیر های دیگر عمدتا بسته شده است بودند. خیلی ها اینترنت سیاسی را بعد سال ٨٨ دیده و تجربه کرده اند ولی باید بگویم پیش از آن هم اینترنت به مدد اصلاح طلبان آمده بود.

حضور در شبکه های مجازی و انتشار اخبار و تصویر های غیررسمی از مقامات تا حالا برایتان دردسرساز هم شده است است؟

در دوران بازداشتم،بازجویی ها راجع به خودم نبود،در باره دولت اصلاحات بود / ابطحی

دردسرهای حضور مجازی من اصل ماجرا بوده هست. اعتقاد دارم دولت و مسئولان باید از خارج از چارچوب ها با مردم ارتباط بگیرند و بر این مسئله از همان دولت های آقای خاتمی اصرار داشتم همواره تصویر ها و اخبار غیررسمی را منتشر کنم تا شکاف بین مردم و مسئولان را کمتر کنم.

معتقدم یکی از پرسشها دولت فعلی این است که اصرار دارد در قاب و چارچوب های مرسوم خودش را به مردم معرفی کند و با همان چارچوب ها ارتباط بگیرد. من در دولت اصلاحات اصرار داشتم این قاب ها و چارچوب ها را کنار بزنم و با همان گوشی موبایلم تصویر های غیررسمی بسیاری از هیئت دولت منتشر می کردم و همین هم شد که فاصله میان دولت و مردم کمتر شد. من اعتقاد دارم باید با نسل تازه و ادبیات تازه آن ارتباط بر قرار کرد، به خاص اینکه من، کمی روحیه «فان» دارم و توییت ها و مطالب فان هم بازتاب خوبی در عالم مجازی دارد. از سوی دیگر بی ادبی در شبکه های مجازی خیلی زیاد هست. مهم این است که این ادبیات را بپذیری و با آن ارتباط برقرار کنی.

خیلی دلم جهت منبررفتن تنگ شده، ولی این روزها اداره مساجد زیاد دست جناح راست هست. به همین علت وقت به ما نمی رسد.

کارنامه سیاسی – اجرائی شما پرعنوان هست، ولی نقطه اوج کارنامه شما ریاست شما بر دفتر ریاست جمهوری در دولت هفتم هست، چه شد که مدیر دفتر رئيس جمهور شدید؟

من از سال ٦٢ تا ٦٧ مدیر رادیو کشور عزیزمان ایران بودم. آن ایام خیلی برنامه داشتم و به واسطه گفت وگوهایم آشنا شده است بودم. بعد از آن هم زمانی که ٢٧، ٢٨ساله بودم معاون بین الملل وزیر ارشاد شدم. ولی آشنایی من با آقای خاتمی به همان وقت مدیریتم در رادیو کشور عزیزمان ایران برمی گردد که آقای خاتمی وزیر بود. چند سال بعد معاون امور بین الملل آقای خاتمی در وزارت ارشاد شدم. در این سمت ارتباطات خارجی خوبی به دست آوردم و تا آخر دوره وزارت ایشان من معاون بین الملل او بودم. با استعفای آقای خاتمی من هم استعفا دادم. در تمام این سال ها با آقای خاتمی دوست بودم و هستم.

زمستان ٧٥ بود که در لبنان اقامت داشتم و آقای خاتمی هم مدتی به منزل ما آمد. همان ایام بحث ریاست جمهوری اش مطرح شده است بود و او مشغول بررسی شرایط بود. بعد از نوروز ٧٦ که کاندیداتوری او در انتخابات هفتمین دوره ریاست جمهوری قطعی شد، من جدی تر او را همراهی کردم و با وجود اقامت خانواده ام در بیروت، به پایتخت کشور عزیزمان ایران آمدم و تا صبح روز رأی گیری هم در پایتخت کشور عزیزمان ایران ماندم، صبح دوم خرداد من و آقای خاتمی با هم رفتیم و رأی دادیم و بعد از رأی گیری به بیروت بازگشتم. بعد از ریاست جمهوری ایشان به علت سابقه رسانه ای و ارتباطاتی که داشتم من را به عنوان ریاست دفترشان منصوب کردند.

در دوران بازداشتم،بازجویی ها راجع به خودم نبود،در باره دولت اصلاحات بود / ابطحی

چه شد که در دوره دوم از این سمت کنار گذاشته شدید؟

دلایل مختلفی داشت. به عنوان نمونه خود این عوض کردن و جابه جایی مهم بود و باعث نوآوری می شد. علت دیگر هم فشار های سیاسی بود که بر من وارد می شد.

این فشارها چه بودند؟

آن وقت چندتا سایت بودند که علیه اشخاص اصلاح طلب خبر می نوشتند. فضاسازی هایی که علیه من می شد و اكنون هم می شود، همه از این داده هاست؛ به عنوان نمونه می گویند اعترافات من در دادگاه سال ٨٨ به خاطر پرسشها شخصی بوده هست، درحالی که باوجود این همه شایعات، من در وقت زندانی بودنم در سال ٨٨ یک بار هم راجع به پرسشها شخصی بازجویی نشدم و اتهام اخلاقی هم نداشتم، ولی بیرون زندان می گفتند که پرسشها شخصی داشته و پرونده ها را جلویش گذاشتند و او به هرچه آنها خواسته اند اعتراف کرده است.

آن ایام سایتی بود به نام «گویا آ/ goyaa» که به همراه روزنامه های تندرو، تیتر زدند، «دختر ابطحی دنبال کلاس رقص»… آن روز که به منزل رفتم دخترم شوکه شده است بود و دائم دیالوگ هایش با دوستش را که تلفنی با هم صحبت کرده بودند برایم تعریف می کرد و تلاش داشت برایم توضیح دهد اصل ماجرا چه بوده است و مطلب سایت ها و روزنامه ها صحبت های دوست او بوده هست، نه خود او یا اینکه یک مرتبه پخش می کردند من در استخر مختلط در خارج از کشور بوده ام.

یک مورد دیگر این بود که فردی در روزنامه… علیه من ادعا کرد من را با شلوارک کنار ساحل بیروت دیده اند. بگذریم که من اصلا دریارفتن را دوست ندارم و در زیاد از سه سالی که بیروت بودم، هرگز به دریا نرفتم. اگر بخواهم دریا بروم هم با عبا و عمامه که نمی روم یا تصویری دیگر از من به همراه چند روحانی دیگر منتشر شد که در ساحلی بودیم که زن ها با بیکینی حاضر بودند، توصیه جالب این تصویر فتوشاپی، شلوارک پوشیدن ما با عمامه بود (می خندد). در این تصویر ما لخت بودیم و عمامه بر سر داشتیم…، این مباحث روی آرامش ما خیلی تأثیر می گذاشت. البته الان نگاه جامعه و سبک زندگی جامعه به این عنوان عوض کردن کرده هست، ولی این دست مباحث در آن روزها خیلی اذیت کننده بود.

موضوعی که برایتان حاشیه ساز شد، صحبت های همسرتان بعد از دوران انفرادی شما در تابستان ٨٨ بود. همسرتان بعد از نخستین ملاقات با شما خبر داد که محمدعلی ابطحی در قریب به ٤٠ روز انفرادی ١٨ کیلو وزن کم کرده و می گوید قرص هایی به او می دهند که از دنیا بی خبر می شود؟

من گفتم به من قرص می دهند، ولی الان نمی دانم تأثیرش چه بوده هست، شاید این مباحث برداشت همسرم از حال وروز من بوده هست. ولی انصافا یادم نمی آید در نخستین ملاقاتم بعد از سی وچندروز انفرادی با همسرم چه گفته ام.

می گفتند ابطحی به خاطر مباحث شخصی و اتهامات اخلاقی اعتراف کرده است… .

به خاطر همین است که من می گویم من یک بازجویی شخصی هم بعد نداده ام و همه مباحث سیاسی بوده هست. ما را دو روز بعد از انتخابات بازداشت کرده بودند. خوب است یادآوری کنم که من عضو ستاد میرحسین هم نبودم. من در ستاد مهدی کروبی فعال بودم.

بعد عنوان بازجویی های شما چه بود؟

٧٠، ٨٠ درصد بازجویی هایی که من بعد می دادم، بازجویی در مورد دولت اصلاحات بود، نه شخص خودم. زیاد پرسشها راجع به مباحث دوران اصلاحات بود.

واژه های کلیدی: سیاسی | وبلاگ | ارتباط | دنیای مجازی | ریاست جمهوری | شبکه های مجازی | اخبار سیاسی و اجتماعی

دانلود


دانلود فایل ها

نویسنده : topsblog